السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

61

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

باب 2 حكم عاريه گرفتن بدون اجازه مالك ارجاعات گذشت : در روايت هفدهم از باب پيشين فرموده معصوم عليه السلام كه : « هرگاه چيزى بدون اذن صاحبش عاريه گرفته شود و نابود شود ، عاريه‌گيرنده ضامن آن است . » در روايات باب بعدى مطالبى خواهد آمد كه بر اين بحث دلالت مىكند . باب 3 حكم رهن گذاشتن عاريه بدون اجازه مالكش 23 - ( 1 ) ابان بن عثمان با واسطه از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه ايشان دربارهء شخصى كه لباسى را عاريه كرد و آن را نزد ديگرى گرو گذاشت ، سپس صاحبانش براى گرفتنش آمدند ، فرمود : « آنان كالاى خود را مىگيرند . » اين روايت از ابان از حذيفه و از ابان از حريز نيز روايت شده است . 24 - ( 2 ) در كتاب دعائم الاسلام روايت مىشود كه از امام صادق عليه السلام سؤال شد : « شخصى چيزى را عاريه مىكند و بدون اجازه صاحبش آن را در برابر مالى گرو مىگذارد ، سپس ورشكسته يا ناپديد مىشود يا مىميرد . امام عليه السلام فرمود : صاحب عاريه ، عاريه‌اش را برمىدارد و طلبكار براى گرفتن طلبش به دنبال بدهكار مىرود . » ارجاعات گذشت : در روايت يكم از باب چهاردهم از ابواب رهن اين گفته كه : « شخصى الاغى كرايه كرد و با آن به بازار لباس فروشان رفت . يكى دو دست لباس نسيه خريد ، الاغ را رهن گذاشت و رفت . امام عليه السلام فرمود : الاغ به صاحبش تحويل داده مىشود و كسى كه لباس‌ها را برده تحت تعقيب قرار مىگيرد ولى حكم قطع دست دربارهء وى اجرا نمىشود ، زيرا آن خيانت است . » مىآيد : در روايات باب يكم از ابواب غصب مطالبى خواهد آمد كه بر اين بحث دلالت مىكند . و در روايت سوم از باب بيستم از ابواب حد سرقت اين گفته كه : « آن‌گاه اميرمؤمنان عليه السلام به دنبال من فرستاد و من نزد وى آمدم . امام عليه السلام فرمود : اى فرزند ابو رافع ! آيا به مسلمانان خيانت مىكنى ؟ گفتم : پناه بر خدا از اين‌كه به مسلمانان خيانت كنم .